![]() |
![]() |
|
| بخند،فردا روز بدتریست |
|
ما ماموران حرام زاده ی ارشاد و نیروی انتظامی را تحسین می کنیم
که با گرفتن دافی های دلاری احتمال دو در شدن پسربچه های بی مغز اما عزیز کرده ی مارا کاهش می دهند... باشد که کلا همگی رستگار شویم. +ما اسم فرزندانمان را به یاد یکی از رجال زندگیمان اینگونه انتخاب کرده ایم: |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 29 مرداد1387ساعت 0:35 AM توسط ساحارا |
|
|
برخی از کلمات پس از انتقال به دوره ی دیگر، به علل سیاسی،فرهنگی،مذهبی یا اجتماعی کاملا متروک و از فهرست واژگان دوره ی بعدی حذف شود که این حذف احتمالا دائمی است. زبان فارسی3 به همین دلیل، زین پس به جای واژه ی بلا استفاده و نامأنوس مرد (به فتح میم) از ترکیب شرت تپنده استفاده شود. با تشکر. +این پست بیست بیست است. |
|
+ نوشته شده در
شنبه 26 مرداد1387ساعت 4:10 PM توسط ساحارا |
|
|
ما فکر می کردیم که شما
ما را به نگاه هرزه ای فروختید اما ظاهرا ما سخت در اشتباه بودیم چرا که چندیست فهمیدیم شما دیگری را به نگاه (هرزه؟!) ما فروختید. .. .. .. ما عجب ج*ده ای بودیم و خبر نداشتیم. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 20 مرداد1387ساعت 0:14 AM توسط ساحارا |
|
|
ما ضمیر سوم شخص مفرد را دوست نداریم
ما به ضمیر سوم شخص مفرد حسودیمان می شود. ما احساس می کنیم ضمیر سوم شخص مفرد چوب در ک_______ون ما می کند. ما دوست داریم گیس های بلوند ضمیر سوم شخص مفرد را بکشیم. این ضمیر سوم شخص مفرد بدجور دارد روی نرو ما اسکی می کند. و بدجوری حرص مارا در می آورد شاید هم ک______________ونمان را می سوزاند. ما فکر می کنیم ضمیر سوم شخص مفرد بود که شما را از ما دزدید. ما می دانیم شما ضمیر شخص مفرد را بیشتر از ما دوست دارید. ما می دانیم اما باورمان نمی شود. فکری به حال ما که نمی کنید، لااقل به حال ضمیر سوم شخص بکنید. مبادا که ما نفرینشان کنیم. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 13 مرداد1387ساعت 1:28 AM توسط ساحارا |
|
|
جوری برای ما کامنت می گذارند
که به اساس بکارتمان شک می کنیم باید به دختربچه های حسود باشد که آنها هم رستگار شوند. |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 9 مرداد1387ساعت 10:52 PM توسط ساحارا |
|
|
اساسا شبیه آن حیوان گوش دراز مخملین می مانیم
ما اصلا در مورد خودمان چنین فکری نمی کردیم ممنونیم |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 9 مرداد1387ساعت 1:33 AM توسط ساحارا |
|
|
الا به ذکر الله تطمئن القلوب خدایا! یاد تو هم دیگر آراممان نمی کند. |
|
+ نوشته شده در
جمعه 3 اسفند1386ساعت 1:53 PM توسط ساحارا |
|
|
روزی به ما خبر رسید
که عشقمان بدجور دارد با در و داف های شکلاتی حال می کند. اما ما گفتیم: "نوش جانشان"
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 13 دی1386ساعت 1:43 PM توسط ساحارا |
|
|
و خداوند اسب را آفرید
تا خر هایی مثل شما خودشان را برای ما چـــــــــــس نکنند. ـــــــ ۱۳:این پست نحس می باشد؟ شاید هم نحث می باشد و شاید هم نهس. این نهث بهتر نیست؟ |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 6 دی1386ساعت 0:41 AM توسط ساحارا |
|
|
بعد از 7ماه جدیدا با ما تماس حاصل می فرمایید.
چه خیالی در سرتان است، الله اعلم. باز خماری زده به سرتان؟ ساقی های کمر باریکتان کجا هستند ببینند. ما که اعتراف می کنیم. انقدر شهامت نداریم که جواب تلفنتان را بدهیم. می ترسیم صاحب آن صدای مردانه باز قلب مارا جابه جا کند. +این بار مارا معذور دارید |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 25 آذر1386ساعت 10:6 PM توسط ساحارا |
|
|
هنوز حرفای ناگفته دارم گوش کن
تو هم این زهر تلخ نفرت رو نوش کن آره تو راست می گی عشق بچه بازی نیست همون بهتر بری،مارم فراموش کن تو آبروی عاشقی رو پاک بردی |
|
+ نوشته شده در
جمعه 16 آذر1386ساعت 11:32 PM توسط ساحارا |
|
|
اسم کلاغ پر که می آید
ما یادمان می افتد که کلاغ ها همیشه هم پر نمی شوند اما تو... با اینکه پرنده نبودی چه ساده پر زدی شاید هم... پر شدی
|
|
+ نوشته شده در
جمعه 9 آذر1386ساعت 0:16 AM توسط ساحارا |
|
|
"اگر دوست نداشتم،نیم ساعت جلوی اون فست فود نمی شستم تماشات کنم و...
حرص بخورم..." ر ___م به آن دوست داشتن هایی که از جنس دوست داشتن شما باشد. _ما شدیدا اعلام می داریم که گوش هایمان دراز شده. +ما هر شب |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 30 آبان1386ساعت 0:10 AM توسط ساحارا |
|
|
طرح زرد خال خال بنفش ایران سل:
از ساعت 12شب به بعد به طور رایگان مغز اسکل هایی همچون مارا |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 29 آبان1386ساعت 0:17 AM توسط ساحارا |
|
|
حالا ما هیچ نمی گوییم
شما هم از فرصت استفاده کنید و گ_____وه(گه) زیادی بخورید. مطمئنا خودتان خوب می دانید که قضیه ما با هر چه ج_______________ن_____________د_______ه که تا به حال دوست بوده اید،توفیر دارد. حالا به ما می گویید مفلوک؟ این را نگویید چه بگویید؟ سوراخ ک__و__نتان را بدجور سوزاندیم؟ ما از کدامشان مفلوک تریم،الله و اعلم شاید از همان اسکلی که برایتان گز می انداخت یا همان زن مطلقه که جلوی پسرش،او را تا دسته گا___ی___ی___دی شاید هم آن زن شوهر داری که در کل قم معروف است به ج__ن__د__ه. ما از کدامشان مفلوک تریم؟ +بی خیال آرش خان،ما اگر از پشت کوه هم آمده باشیم،با هواپیما آمده ایم. |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 23 آبان1386ساعت 0:39 AM توسط ساحارا |
|
|
لطفا به ما بگویید
هتنوز دیر نشده ما بعد از یک سال منتظر مانده ایم که شما زنگ بزنید و بگویید چرا ما را ترک کردید؟ ما که از بس ادعای سختی کردیم |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 21 آبان1386ساعت 0:45 AM توسط ساحارا |
|
|
"و نحن اقرب من حبل الورید"
و ما از رگ گردن به شما نزدیک تریم
|
|
+ نوشته شده در
جمعه 18 آبان1386ساعت 11:12 AM توسط ساحارا |
|
|
بیخودی منتظرتان ماندیم.
ما که بالاخره خودمان را به گ______________ا دادیم. اما در خودمان در عجبیم ما هنوز شوق بوسیدن شما را در سر می پروریم |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 16 آبان1386ساعت 10:50 PM توسط ساحارا |
|
|
یا دروغ حناق می باشد
یا ما مادینه ها گوشمان دراز شده که شما بسی آسان تر از گا____ن در و داف کمر باریکتان به ما می گویید:"دوستت دارم" |
|
+ نوشته شده در
جمعه 4 آبان1386ساعت 5:8 PM توسط ساحارا |
|
|
ما خودمان ک__ عالم و آدم را پاره کردیم
آنوقت یکی پیدا شده که از ما تحت ما بیرون نمی کشد
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 1 آبان1386ساعت 11:39 PM توسط ساحارا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
|
| نوشته های پیشین |
|
مرداد 1387 اسفند 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 |
| پیوندها |
|
یه بوس کوچولو لافکادیو همه الاغی که ینجه رو می فهمید Party Girl گور پدر زندگی |
|
RSS
|